دانلود
اینم جالب اگه دانلودش کنیداز حاج عبدلرضا هلالی است
اینم جالب اگه دانلودش کنیداز حاج عبدلرضا هلالی است
معرفي كتاب
فَصُ حِكْمهٍ عصمَتيهٍ في كَلمهٍ فاطميه
در تجليل و تكريم از مقام والاي حضرت فاطمه الزهرا صلوات الله عليها
استاد علامه حسن زاده آملي،ترجمهي محمد حسن نائيجي،انتشارات قيام ،
79صفحه،قيمت: 300 تومان
در رساله برهاني ،عرفاني و قراني« فَصُ حِكْمهٍ عصمَتيهٍ في كَلمهٍ فاطميه» به ابعاد و زواياي شخصيت اسرار اميز و در عين حال ،همه جانبه انسان كامل و معصومي همچون فاطمه زهرا سلام الله عليها به عنوان مظهر تام ليله القدر و ام ّابيها و امّ الائمه و كوثر آفرينش ،پرداخته شده است.
لازم به ذكر است جناب علامه حسن زاده املي اين كتاب را به مناسبت نخستين كنگره تحليل و تكريم از مقام حضرت زهرا سلام الله عليها نگاشته اند را به مقام عظماي ولايت و رهبري چنين تقديم مي دارند:«با سلام و تحيّت خالصانه ،و ارادت بي پيرايه،و درود و نويد جاويد،به حضورآن قائد وليّ وفيّ،و رائد سائس حفيّ،مصداق بارز نَرْفَعُ دَرجات مَنْ نَشاء تقديم مي گردد و عرض ميشود: ياايها العزيز جئنا ببضاعه مزجاه. دادار عالم و ادم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور داردا.»
وصلي جان سوز و فراقي جان كاه
سلام بر تو اي رسول خدا صل الله عليه و آله و سلم ،سلامي از طرف من و دخترت كه هماكنون در جوارت فرودآمده و شتابان به شما رسيده است ! اي پيامبر خدا،صبر و برباري من با از دست دادن فاطمه سلام الله عليها ،كم شده و توان خويشتنداري ندارم ،امّا براي من كه سختي جدايي تورا ديده و سنگيني مصيبت تورا كشيدم ، شكيبايي ممكن است.
...پس امانتي كه به من سپردي و به صاحبش رسيد،از اين پس اندوه من جاودانه و شبهايم ،شب زندهداري است،تا آن روز كه خدا خانه زندگي تورا براي من برگزيند.به زودي دخترت تورا آگاه خواهد ساخت كه امت توچگونه در ستمكاري بر او اجتماع كردند،از فاطمه سلام الله عليها بپرس و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير،كه هنوز روزگاري سپري نشده،و ياد تو فراموش نگشته است.
فرازهايي ازخطبه 202،نهج البلاغه،ترجمه محمد دشتي،ص423
ليله القدرحُرّ
نامش را حتما شنيده اي،«حرّبن يزيدبن رياحي تميمي»آن هنگام كه از قصر ابن زياد در كوفه خارج مي شد تا به استقبال امام بيايد،ندايي چنين در جانش پيچيد:«اي حرّ!تورا به بهشت بشارت باد.»برگشت و پشت سرش را نگريست تا مبداصدا را بيابد،كسي نبودو اينچنين با خود گفت:«به خدا قسم ،اين بشارت نيست در حالي كه من اسير جنگ با حسين هستم.»
سيّد مرتضي چنين روايت مي كند:
آنچه حرّ را در دستگاه بني اميّه نگه داشت،غفلت است...غفلتي پنهان.شايد تعبير «غفلت در غفلت» بهتر باشد،چرا كه تنها راه خروج از اين چاه غفلت آن است كه انسان نسبت به غفلت خويش تذكّر پيدا كند.و هرانساني را ليله القدري هست كه در آن ناگزير از انتخاب مي شود و حرّرا نيز شب قدري اينچنين پيش آمد...عمربن سعد را نيز...من و تو راهم پيش خواهد آمد.
...امام مي فرمايد:«ثَكَلَتْكَ اُمُّكَ ! ماتُريدُمِنّي ؟- مادرت به عذايت بنشيند ، چه قصدي داري؟» آنچه حربن يزيد در جواب امام گفته ،سخني است جاودانه كه اورا استحقاق توبه بخشيده است...سخن، ثمرهي گلبوتهي دل است و حرّ را ببين كه از دهانش ياس و ياسمن مي ريزد:«هان والله!اگر جز تو عرب ديگري اين سخن را بر زبان مي آورد،در هر حال،دهان به پاسخي سزاوار مي گشودم.كائِنا ما كان - هر چه باداباد-...امّا والله مرا حقّي نيست كه نام مادر تورا جز به نيكوترين وجه بر زبان بياورم.»... و حرّ ،حرّشد.
برگرفته از: فتح خون،شيد آويني،با تصرف و تلخيص
لمحهاي با ره بر
اگر آن مظلوميت عظيم و جانسوز در تاريخ ،خود را نشان نمي داد ،حقايق اسلام آن چنان كه بعدا آشكار شد،آشكار نميشد.اينها تصادفي نيست .همهي اينها طراحي شده با تدبير الهي است،منتها كساني براي اين ميدانها و اين نقشهاي دشوار انتخاب ميشوند كه جوهرآنها ،جوهر برگزيدهي خداست...ميدان ،ميدان امتحان است،ميدان كار تصادفي نيست.ميدان امتياز دادن بيخودي نيست.خداي متعال بيخودي به كسي امتياز نمدهد.اين جوهر، ارادهي قوي،عزم راسخ ،اين گذشت و فداكاري در فاطمه زهرا سلام الله عليها كار را به جايي مي رساند كه او سنگ الماسي مي شود كه همهي اين چرخهاي بر روي آن ميچرخند.دشوارترين چرخها را بايد بر روي سختترين پايهها و قاعدهها بچرخانند،اين چرخ عظيم تاريخ اسلام و امتحانهاي دشوار،در همان دوران كوتاه ،بر روي دوش فاطمه زهرا سلام الله عليها بود،خدا اورا انتخاب كرد و او توانست بشريت را نجات دهد، فاطمه زهرا سلام الله عليها فرشتهي نجات انسانها در طول تاريخ است.
بيانات مقام رهبري،1377/7/19
فاطمه سلام الله عليها ،فدايي ولايت
در اسوه پذيري از سيره فاطمي ،آنچه در درجهي اول اهميت و ضرورت قرار مي گيريد ، عرصههايي از شخصيت و سيرهي زندگاني آن دُرّ يكدانهي عرش الهي است كه براي عصر ما بيشتر از هر چيز مورد نياز ميباشد.بايستي پيشتر و بيشتر بدان صفتها و گفتارهايي از آن بانوي بزرگوار بپردازيم كه در شرايط زمانه و دورهي ما مهمتر و لازمتر مينمايد و ميتواند وظيفهي مارا نسبت به انقلاب وآيندهي كشور اسلامي روشن سازد.
يكي ازضروريترين عرصههايي كه در آن بايستي به فاطمه سلام الله عليهاا اقتدا نمود، عرصهي دفاع از حريم ولايت و امامت ميباشد،در فرهنگ شيعيان ،بويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران،حضرت صديقه طاهرهسلام الله عليها به عنوان حامي و فدايي ولايت لقب گرفتهاند،چرا كه اودر كوتاه دورهي زندگاني خويش پس از هجران رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم زيباترين جلوهي پاسداري از حريم ولايت را به تصوير كشانيد و يگانهترين اسوهگري را در اين گستره ،بر تارك تاريخ جاودانه گردانيد.
فاطمه سلام الله عليها شيداترين پروانهي شمع امامت بود،پروانهي عاشقي كه با سوختن و فداكاري خويش به همگان آموخت كه امام بر حق چونان كعبه است،اين فاطمه بود كه عاشقانهترين پاسداشت را از حريم امامت روا داشت .اين فاطمه بود كه يگانهترين اسوهدهي را در همراهي با ولايت ادا ساخت،همو كه با فريادهاي جگرسوز خويش ،زيباترين شعار ولايتمداري را در گوش جان پيروان خويش طنين انداز ساخت:«يا اَبَا الحَسَنِ!روحي لِروحِكَ الفداهُ وَنَفْسي لِنَفْسِكَ الْوِقاءُ،اِنْ كُنْتَ في خَيْرٍ كُنْتُ مَعَك واِنْ كُنْتَ في شَرٍّكُنْتُ مَعَك- اي وليّ امر من!روحم به فداي روح و جانم سپر بلاي تو!هماره همراه تو خواهم بود،چه در خيرو نيكي وچه در سختي و بلا گرفتار شوي»(كوكب الدّري: ج 1،ص196)
باري ،پيشتازترين ،خالصترين وكاريترين حمايتگر ولايت و امامت ،فاطمه سلام الله عليها بود و هموست كه بايستي مقتدا و اسوهي ما در اين برهه از زمان واقع شود.[ان شاء الله]
جامي از زلال كوثر،آيتالله مصباح يزدي،ص 146
تَكْمَله
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِفاطِمَهَ بِنْتَ رَسولِ الله
يافاطِمَهَ الزَّهراء،يابِنْتَ مُحَمَّد،يا قُرَّهَ عَيْنِ الرَّسول ، ياسَيِّدَناو مَوْلاتَنَا
انّاتَوَجَّهنا وَاسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلنا بِكَ اِلي اللهِ وَقَدَّمناكَ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا
يا وَجيهةً عِنْدَاللهِ اشْفَعي لَنا عِنْدَالله
فرازي ازدعاي شريف توسل
برگ سبز
حضرت امام خميني رحمه الله عليه مي فرمايند:«فاطمه زهرا سلام الله عليها زني است كه افتخار خاندان وحي بوده ،چون خورشيدي بر تارك اسلام عزيز مي درخشد،زني كه فضائل او همطراز فضائل بينهايت پيامبر اكرم و خاندان عصمت و طهارت بوده استفهركسي با هر بينشي دربارهي او گفتاري دارد،امّا احدي از عهدهي ستايش او بر نيامده است،چرا كه احاديث رسيده از خاندان وحي به اندازه فهم مستمعان بوده است كه دريا را در كوزهاي نتوان گنجاند،و ديگران هرچه گفتهاند به مقدار فهم خود بوده است،نه به اندازهي مرتبت او.» بخشي از پيام حضرت امام رحمه الله عليه در تاريخ 1359/2/15 - صحيفه نور،ج12،ص72
فاطمه سلام الله عليها از زبان فاطمهشناس اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم
*هركس فاطمه را آنگونه كه سزاست بشناسد،ليله القدر را ادراك كرده است و علت نامگذاري وي به فاطمه آن است كه خلايق از كُنْه معرفت فاطمه محروم و بريده شدهاند.
بحارالانوار،ج43،ص65،روايت58،باب3
*اي احمد ! اگر تو نبودي عالم را نميآفريدم و اگرعلي نبود تورا خلق نمي كردم واگر فاطمه نبود تو و علي را نيز نميآفريدم.
جنه العاهد،ص168،به نقل از كشف اللئالي
سخن نخست
بنام خداوند جــان و خــرد
كز اين برتر انديشه بر نگذرد
ظهـور در حـال شكلگيري است،در لايــههاي پنهـان هستي،حــركتي شتابدار و با سرعتي فوق نوردر حال تكويناست،تاريخثانيهبهثانيه به لحظههايپرالتهابخويشنزديك و نزديكتر مي شود ،لحظه بلوغ و به بــار نشستن تمدنيسترگ كه بشريــت تا كنون آنرا تجربـــه
نكرده ،نزديك است.تمدنيالهيكه شكـــوه وعظموتش به قصرها وبرجو باروهاي سنگي وگلي نيست ،تمـــدني كبريايي كه آينــدگان نميتوانند در كتب باستانشنــاسي به تحليـلمعماري آن بپردازند.تمــدني شريف بــا محوريتانســان، نه انسان اومانيستي، بلكه انساني در مقــام خليفه اللهي،تمدني نوين در صفحهي فضا-زمان كه ملائـك آسماني را متحيّر خواهد ساخت و آنان خواهندفهميد سِرّ«علم» را در شريفهي« اِنّي اَعْلَـمُ ما لا تَعْلَمون»، تمدني به پادشاهي خداوند مطلق.
درخت شاداب اُعْرف شدن كنـــز مخفي، تحت حركتي لطيف در اذهان و جـان ها و قلب هاي
ذره تا كهكشان، در حال ميـوه دادن است و در اينلحظهياسطورهوار است كه آدم ظلوموجهول طعم خـــوش آن ميــوهي ممنوعه را خواهــد چشيـــد، همـــان «اف»«سانه»ي كـــهن كه
مي گفت :
ما زبالائيم و بالا مي رويــم
ما زدريائيم و دريا مي رويم
***
...وما با انتشار اين وجيزه بر آن شديم تا آگاهانه خود را در اين حركت پيوسته و در اين ظهــور
حق بر صفحهي زمــــان شريك سازيم و سهم
ناچيزي در بــرافراشتنِ پرچـــم «لا اله الا الله» بربلنداي انديشههاي بشري داشته باشيم : ظهور حق، ظهور قائم آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم و بقيّه الله الاعظم ارواحنافداه. ان شاء الله
***
امّا سخن اين وجيزه ناچيز كه برگ سبزي است ونه بيش : سخـن از نقطهاي عطـف در تــاريخ اسلام است، تنها چند مـــاه از رحلت پيامبـــرصلي الله عليه و آله و سلم مي گـــذرد ... درغديـــــر، اسـلام كامـــل شـد وبا پيــــام آزادي بخش ولايت، حجت بر مسلمانان تمام شـد...آنروز همه ولايــت علي را تبريـك گفتند... آنــاني كه دين براي آنها بـود و نه آنها براي دينشان، ماجراي سقيفه را براه انداختند... سست عناصرانِ فرومايه باور نميداشتند عظمت پيام غدير را... آري نهالتازهي غدير ميبايست سيراب شود ... يك فدايي مي خواهد... اولين فدايي: فاطمه سلام الله عليها . ماجرا هنوز ادامه دارد...كربـلا در راه است.. آهايشيعيان! فاطمهميرود چون تاب دوريرسولالله راندارد،امــّـا فاطمه جان، علي...
آخريـن گفتــار
... سرآمد و الگوي جاودانه و تمام ناشدني و به تعبير شيرين قرآن كريم،«كوثـر»ياخيرونعمت فزاينده ومتزايد و زوالناپذيـروابدي است ،انس ذهني ، ذاتي و عملي و حشر متافيزيكي ووجودي يافته،آن انسان بــرتر و نمونه را سرمشق حيات معقول و سرلوحهي زندگي پاك خويشتن قراردهدتا با فاطمهشناسي وفاطمهگرايي ،حيـات طيّبه و به فطرت خويش بازگرددوبه اصل
خود واصل شود و بر روزگار فصل وفـراق از خــودِحقيقي و مـنِ علوي خط بطلان بكشد به «از كجا آغاز كنيم» كه پرسشي عقلاني و تكاملگرايانه است،با«از فاطمه»پاسخ دهــد تــا بــازگشت به خويشتـن را تجـربه كنـد و دو سَــرِ حلقهي هستي و آغـاز و انجـام نظام وجود را دريابد ،كه
حديث «لولا فاطمــةُ لما خَلَقتكما» از آغاز هستي با نام وياد و حقيقت نوري فاطمـه سلام الله عليهاو با حضور باهرالنور اودرصحنهي حشراكبرونغمهي ملكوتي و غريوِ رحمانيِ «اَيْــــنَ الْفاطِميـــون»بـه فرجـــام حيات ابــدي و جاودانـهي انسان، به هم سرشته گردد وانسان متكامل رهينفيض وجـودي و نعمت پايــداركوثــرآفرينشو گوهر خلقتوپارهي تن سيّدكائنات وكُفـو عليعليه السلام قرار گيرد و در ظلِّ توجهـات آن انسان هادي،اين انسان هابطبه مقــامِ صعود در هبوط بپردازد ......وكــوثرشناسِ كــوثرمنش،كوثــرروش وكــوثرگرايش،خـود كــوثري شود كه از هرچه تكاثر و كثرت است رهايي يابد وبه مقام كــوثر و وحــدت دست يازد.
غـرض اين اسـت كه انــسان وامانـده در طبيعت و سـرگشتهي كــوي ماديــت و طوفان زده در صحراي حيرت و فارغ از هويت وهستي خويش ،ولي تشنهي آب حيات و شيفته كمال،طمانينه،سكونت و يقين وسعادت حقيقي و خوش بختي واقعي در پرتو بصيرت و تفقّه به شخصيّت جامع الاطراف فاطمه سلام الله عليها وتاسّي به بينش،منش و روش زندگياو، در ابعادفردي،خانوادگي و اجتماعي ،راه نجـات ،رشـد،فـلاح ، صلاح ورستگاري در پيش گيرد و با قــراردادن آيينهيفاطمي پيش روي خويش و تابلوي زيبا ونوراني و ماندگــار آن يــادگار پيامبــر خــدا محمدمصطفيصلي الله عليه و آله و سلم ،بـه خويشتـن-
شناسي ،خويشتنيابي،بــازشناسي و بــازسازي وجودخود پرداخته،به خوديابيو بازيابيخويشو نقد و تاويل هستي و حياتش بپردازد.چه اينكه فاطمه سلام الله عليها درهمهي ساحتهاي عقلاني،نفساني وجسماني وابعادعرفاني وبرهاني،بينشاسلامي وبصيرت ديني ومعرفت اجتماعي و عـدالت خواهانه و ولايت شناسي و ولايتيابي الگوييكامل استوعلم وعمل،ايمان و خردورزي ،وعقل و عشق را در حيات نوراني خود به ظهور رسانده است.
فاطــمه زهـــرا سلام الله عليها همچون ليله القــدر، ،حضوري مستمر، كارآمد و تاثيرگذار در همهي عرصههاي هستي دارد و ظرف وجــودش ظرف تحقق اراده و مشيّت الهي و افاضه فيض ربـوبي است. او اگــر چـه به مثابهي «قـــدر»، قدرش ناشناخته مانده است وبايد تاويل حقيقت و كنه وجودش را در قيامت مشاهده كرد، امّا به مقدار ممكن و ميسور بايد به سراغ اين انسان كامــل مكمّل و هادي و اسوهي ابدي رفت و به او قرب وجودي يافت.ان شاء الله
فاطمه زهرا سرّ ليله القدر،دكتر محمد جواد رودگر،فصلنامه بانوان شيعه،سال دوم،تابستان 1384،ص225
شعر فاطمي
مريم از يك نسبت عيسي عزيز
از سه نسبت حضرت زهرا عزيز
نـــورچشم رحـمهٌ للعالميـــن
آن امــــام اوليــن و آخريــن
آنكه در پيكـــر گيتي دميـــد
روزگــــار تــازه آئين آفريــد
بانـــوي آن تاجــدار هَـلْ اَتي
مرتضي،مشگلگشا،شير خـــدا
مــــادر آن مركز پرگـار عشق
مــــادر آن كاروان سالار عشق
آن يكي شمع شبستان حـــرم
حافـظ جمعيّــت خيـــرُالامَـمْ
سيــــرت فرزندها از امّهـــات
جوهر صدق و صفا از امّـــهات
مزرع تسليم را حاصــل بتــول
مادران را اسوهي كامل بتـــول
علامه اقبال لاهوري،كليات اشعار،ص113
محبّت،پيام فاطمي
حضرت صديقه كبري سلام الله عليها :
بهترين شما كسي است كه دربرخورد با مـردم نرمتـــر و مهربانتـــر باشد و ارزشمندتـرينِ مردم كساني هستند كه بـا همراهانشان مهربان و بخشندهاند.
دلال الامامه و كنز العمال ، ج7،ص 225
فاطمه سلام الله عليها ، فدايي ولايت
دراسوه پذيري از سيـره فاطمي ، آنچهدردرجهي اول اهميت و ضرورت قرار ميگيريد، عرصههايي از شخصيت و سيرهي زندگاني آن دُرّ يكدانــهي عرشالهي است كه براي عصرما بيشتر ازهرچيز مورد نياز ميباشد.
بايستيپيشتروبيشتربدان صفتها و گفتارهايي از آن بانوي بزرگوار بپردازيم كه در شرايط زمانه و دورهي ما مهمتر و لازمتر مينمايد و ميتوانـد وظيفهي مـــارا نسبت به انقلاب وآيندهي كشور اسلامي روشن سازد.
يكي ازضروريترين عرصههايي كه درآن بايستي به فاطمه سلام الله عليها ا اقتدا نمود ، عرصهي دفاع از حريم ولايتوامامت ميباشد، درفرهنگ شيعيان، بــويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايــــران، حضرت صديقه طاهرهسلام الله عليها به عنوان حامي و فدايي ولايت لقب گرفتهاند، چرا كه او در كـوتاهْ دورهي زندگاني خويش پس از هجران رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم زيباتــرين جلوهي پاســـداري از حريم ولايت را به تصوير كشانيد و يگانهتـرين اسوهگــري را در ايـن گستره ، بر تارك تاريــخ جاودانه گردانيد.
فاطمه سلام الله عليها شيداترين پروانهي شمع امـامت بود، پـروانهي عاشقي كه بــا سوختن و فداكاري خويش به همگان آموخت كه امام بر حق چونان كعبه است، كعبهاي كه مردم بايستي بر گـردش طواف نمايند،ونه او بر گرد مردم :« مَثَلُ اِلامامِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ اِذْ تُؤْتي وَ لا تأْتي».
اين فاطمه بـود كه عاشقانهترين پاسداشت را از حريم امامترواداشت.اين فاطمه بودكهيگانهترين اسوهدهي را در همراهي با ولايت ادا ساخت،همو كه با فريادهاي جگرسوز خويش ، زيباترين شعار ولايتمـداري را در گوش جـــان پيروان خويش طنين انداز ساخت:«يا اَبَا الحَسَنِ! روحـي لِروحِكَ الفداهُ وَ نَفْسي لِنَفْسِكَ الْوِقاءُ ، اِنْ كُنْتَ في خَيْـرٍ كُنْتُ مَعَك واِنْ كُنْتَ في شَرٍّكُنْتُ مَعَك-
اي وليّامر من ! روحم به فداي روح و جانم سپر بلاي تو ! هماره همراه تو خواهم بود،چه در خير و نيكي وچه در سختي و بلا گرفتار شوي .»
(كوكب الدّري: ج 1،ص196)
باري ، پيشتازتـرين ،خالصتــرين وكاريتــرين حمايتگر ولايت و امامت ، فاطمه سلام الله عليها بـود و هموست كه بايستي مقتدا و اسوهي مـا در اين برهه از زمان واقع شود.[ان شاء الله]
جامي از زلال كوثر،آيتالله مصباح يزدي،ص 146
فرازهايي از طوفان فدكيه
* اي مردم ! بدانيد كه من فاطمه و پـدرم محـمّد است ،آنچه ابتدا ميگـويم در پايان نيز ميگــويم، گفتارم غلط نبوده و ظلمي در آن نيست،پيامبـري از ميان شما بر انگيخته شـد كه رنجهاي شما بر او گران آمده و دلسوز بـر مؤمنان و رئــوف و مهربان بود،...وشما بـركنارهي پرتگاهي از آتش قرار داشته و مانند جرعهاي آب بوده ودرمعرض طمع طمّاعان قرارداشتيد، ازآبي مينوشيديدكهشترانآن را آلوده كرده بودندو ازپوست درختان بهعنوان غذا استفاده ميكرديد،خارومطرود بوديد ،تا خداي تعالي بعد از چنين حالاتي شما را بدست آن حضرت نجات داد.
*اي مردم ! هرگاه آتش جنگ برافروختند، خداوند خاموشش نموده،يا هرهنگام كه شيطان سربر آورد يــا اژدهايي از مشركين دهــان باز كرد، پيامبــر، برادرش[حضرت علي عليه السلام] را دركـام آن افكند،و او تا زماني كه سَـرِ آنان رابه زمين نميكوفت و آتش آنهارابهآبشمشيرخاموش نميكرد، بازنميگشت، [او] نزديك به پيامبـر خدا ، سروري از اولياء الهي، نصيحتگر، تلاشگر وكوشش كننده بــود و در راه خـدا ازملامت ِ ملامتكننده نميهراسيد و اين در هنگامهاي بودكه شما درآسايش زندگي ميكرديد، ودرانتظاربه سرميبرديد تا ناراحتيهامارادر برگيرد وهنگام كارزار عقبگرد ميكرديد و به هنگام نبــرد فرار مينموديد.
*...پس خلافت را بگيريد،ولي بدانيد كه پشت اين شترِ خلافت زخم است وپــايآن سوراخ وتاولدار، عاروننگش باقيونشان ازغضب خداوننگ ابديدارد، و به آتش شعلهورخـدا كه بهقلبها احاطه مييابد، متصل است، پس هرچه خواهيد بكنيد وما هم كار خود را ميكنيم : وَانْتَظِروا اِنّا مُنْتَظِرونَ.
*[اي مردم]آگاه باشيد، ميبينم كه بهتن آسايي جـاودانه دل داده و كسي كه سـزاوار زمامداري بود را دور ساختهايد، با راحت طلبي خلوت كرده ،وازتنگناي زندگي به فراخناي آن رسيدهايد،آگاه باشيد آنچه گفتم با شناخت كاملم بود،به سستي پديد آمده در اخلاق شما ، وبي وفائي و نيــرنگ ايجاد شده در قلوب شما ، وليكن اينها جوشش دل اندوهگين وبرونريختن خشم و غضب است، وآنچه قابل تحملم نيستوجوشش سينهامو بيان دليل و برهان است.
*[اي گروه انصار]آيا نسبت به ميراث پدرم مورد ظلم واقع شوم درحالي كه مـرا ميبينيد و سخن مرا ميشنويد، صداي دعوت من به شما ميرسد ولي جواب نميدهيد،نالهيفريادْخواهم را شنيده ،ولي به فريادم نميرسيد،درحالي كه به شجاعت معروفوبه خير وصلاح موصوف ميباشيد، ... پس چرا بعد از اقرارتان به ايمان ، حيران شديدو پس از آشكاري،خودرامخفيگردانيد،وبعد ايمان شرك آورديدوواي برگروهي كه بعد از پيمان بستن،آن را شكستند.
*[خطاب به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم]ماتورااز دست داديم،مانندسرزميني كه از باران محروم گردد، و قـوم تومتفرّق شدند ، بيا بنگــركه چگونه از راه منحرف گرديدند، مرداني چند از امّت تو، همين كه رفتي وپردهي خــاك ميان مـا وتوحائل شد، اسرار سينه ها را آشكار كردند ، بعد از تو مرداني ديگر از مــا روي برگردانده و خفيفان نمودنـد و ميراثمان دزديده شد..ايكاش پيش از تـو مرده بوديم ، آنگاه كه رفتي و خاك تـــرا در زير خود پنهان كرد.
فاطمه ،فاطمه است.
نميدانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟
خواستم از «بوسوئـه» تقليد كنم، خطيب نامور فرانسوي كه روزي در
مجلسي باحضور لوئي،از«مريم»سخن ميگفت،گفت:هزارو هفتصدسال
كه همه سخنوران عالم دربارهي مــريم داد سـخن سردادهاند و هزارو
هفتصدسال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملتها در شرقوغرب
ارزشهاي مريم را بيان كردهاند. هزار و هفتصدسال است كه شاعـران
جهاندر ستايش مريم ،همه ذوق و قدرت خلاقهشان را بهكارگرفتهاند.
... اما مجموعه گفتهها و انديشهها وكوششها و هنرمنديهاي همه درطول اين قرون، به اندازهي اينكلمهنتوانسته استعظمتهاي مريم رابازگويندكه«مريــم،مادر عيسياست». و من مي خواستم با چنين شيوهاي از فاطمه بگويم ، باز درماندم :
خواستم بگويم، فاطمـــه دختر خديجهي بزرگ است، ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم، فاطمـــه دختر محمد صلي الله عليه و آله وسلم است، ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم، فاطمـــه همسر علي عليه السلام است، ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم، فاطمـــه مادر حسن و حسين عليهما السلام است، ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم، فاطمـــه مادر زينب سلام الله عليها است، باز ديدم فاطمه نيست.
نه ،اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست ... فاطمه ،فاطمه است. –
دكتر علي شريعتي
شجره طيبه
از ابــن عباس روايت شد كه گفت :
رســول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : مـن درختم و فاطمه حــمل آن و علي لقــاح آنو حسن و حسين ميوهي آننـد ودوستاران اهـل بيت حقيقتا برگ بهشتي آنند.فص حكمة عصمتيه في كلمة فاطميه ،ص44
فاطمه از زبان فاطمه سلام الله عليها
* ما اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم ، وسيله ارتباط خــدا با مخلوقاتيم ، ما برگزيدگان خداييم وجايگاه پاكيها ، ما دليل هاي روشن خداييم و وارث پيامبران الهي.
شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد،ج16،ص211
* ستايش خداي را كه مرا منكر امري از كتابش قرار نداده و در هيچ حقيقتي از امــر كتاب مرا سرگردان ننموده است.
*زني خدمت حضرت فاطمه سلام الله عليها رسيد و سوالي كـــرد و جواب شنيد ،تا ده سوال، خجلت كشيد، عرض كرد: بر شما مشقت نباشد؟! فرمود: اگر كسي اجير شود كه بــاري را به سطحي به صد هزار دينار[برساند] ،آيا بر او سنگين است؟ عرض كرد:نه .فرمـــود: من اجير شدهام براي هر مسئله به بيشتر از مابين زمين و عرش كه از لؤلؤ پر شود.